پیام به پانزدهمین کنگره بین المللی امام سجاد علیه السلام

24 01 2026 7689238 شناسه:

در آستانه سالروز ولادت حضرت امام سجاد علیه السلام پانزدهمین کنگره بین المللی امام سجاد علیه السلام با پیام تصویری مرجع عالیقدر حضرت آیت الله العظمی  جوادی آملی و با حضور اندیشمندان داخلی و خارجی در استان هرمزگان ـ بندرعباس، برگزار گردید.

ایشان در این پیام بیان داشتند: امام سجاد(سلام الله عليه) همانند ساير ائمه يک قرآن ناطق است يعني اينها همه معارف قرآن را آشنا هستند، يک؛ به همه آنچه از وجود مبارک پيامبر(عليه و علي آله آلاف التحية و الثناء) رسيده است عالم‌اند، دو؛ همه علوم را مستحضرند و به همه اعمال هم عامل‌اند، اين سه؛ لکن تمام کوشش و تلاش حضرت آن است که هم قرآن را خوب تبيين کند هم سنت را خوب تبيين کند هم راه علمي قرآن را بيان کند هم راه عملي سنت را تشريح کند و اولياي الهي را بپروراند.
​​​​​​​

معظم له گفتند: ائمه(عليهم السلام) چندين منصب الهي را ادراک کردند و فراهم کردند، چون مظهر تام بندگي ذات اقدس اله‌اند. خداي سبحان هم با اسماي علمي خود عالم‌پرور است هم با اسماي عملي خود کامل و زاهد و متواضع و عادل‌پرور است و جامع بين اينها را تربيت می کند و مانند آن.
​​​​​​​

ایشان اظهار داشتند: خداي سبحان وقتي جامعه را بخواهد پرورش دهد اول از راه علم بعد از راه عمل، اينها را مي‌پروراند. امام سجاد(سلام الله عليه) جامع همه اين دو قسم بود. ادعيه اين بزرگوار بخشي مربوط به معارف قرآني و معارفي است که از پيامبر و اهل بيت رسيده است و بخشی مربوط به راه عملي است که چگونه انسان به فضايل برسد به فواضل برسد و از رذايل برهد، اينها را خوب تمرين کند.​​​​​​​

دانلود فایل تصویری

أعوذ بالله من الشيطان الرجيم

بسم الله الرحمن الرحيم

الحمد لله رب العالمين و صلّي الله علي جميع الأنبياء و المرسلين و الأئمة الهداة المهديين و فاطمة الزّهراء سلام الله عليها و عليهم أجمعين بهم نتولّي و من أعدائهم نتبرّء إلي الله

مقدم شما فرهيختگان، علاقه مندان به قرآن و عترت و پيروان اهل بيت (عليهم الصلاة و عليهم السلام) را گرامي مي‌داريم! کوشش صادقانه و صالحانه ساليان متمادي شما در گرامي داشت عترت و آثار عترت مخصوصاً امام سجاد(صلوات الله عليه و عليهم) مغتنم است؛ اميد است ذات اقدس اله اعمال گذشته را قبول و توفيق انجام اعمال صالحه آينده را به همه شما بزرگان عطا کند و اين خدمات گذشته و آينده را نيز به أحسن وجه در نامه اعمال همه شما بزرگان بنويسد!

امام سجاد(سلام الله عليه) همانند ساير ائمه يک قرآن ناطق است يعني اينها همه معارف قرآن را آشنا هستند، يک؛ به همه آنچه از وجود مبارک پيامبر(عليه و علي آله آلاف التحية و الثناء) رسيده است عالم‌اند، دو؛ همه علوم را مستحضرند و به همه اعمال هم عامل‌اند، اين سه؛ لکن تمام کوشش و تلاش حضرت آن است که هم قرآن را خوب تبيين کند هم سنت را خوب تبيين کند هم راه علمي قرآن را بيان کند هم راه عملي سنت را تشريح کند و اولياي الهي را بپروراند.

ائمه(عليهم السلام) چندين منصب الهي را ادراک کردند و فراهم کردند، چون مظهر تام بندگي ذات اقدس اله‌اند. خداي سبحان هم با اسماي علمي خود عالم‌پرور است هم با اسماي عملي خود کامل و زاهد و متواضع و عادل‌پرور است و جامع بين اينها را تربيت می کند و مانند آن.

خداي سبحان وقتي جامعه را بخواهد پرورش دهد اول از راه علم بعد از راه عمل، اينها را مي‌پروراند. امام سجاد(سلام الله عليه) جامع همه اين دو قسم بود. ادعيه اين بزرگوار بخشي مربوط به معارف قرآني و معارفي است که از پيامبر و اهل بيت رسيده است و بخشی مربوط به راه عملي است که چگونه انسان به فضايل برسد به فواضل برسد و از رذايل برهد، اينها را خوب تمرين کند.

براي اينکه انسان در اين کارها موفق بشود، يک برنامه علمي دارد و يک برنامه عملي. برنامه‌هاي علمي او خدا را و وحي و نبوت را با جمله‌هاي نوراني معنا مي‌کند، آن‌ طوري که بشر بتواند بفهمد. مهم‌ترين علم براي انسان خودشناسي است که بفهمد نفس يعني چه، انسان از کجا آمد و به کجا مي‌رود، آيا انسان مي‌پوسد يا از پوست به در مي‌آيد، انسان وارد برزخ مي‌شود، عين همين انسان وارد مراحل بعدي مي‌شود و با گذشت ساليان متمادي، عين همين انسان دوباره برمي‌گردد.

يک بيان نوراني از اميرالمؤمنين(سلام الله عليه) است که فرمود: «أی الْجَدِيدَيْنِ ظَعَنُوا فِيهِ كَانَ‏ عَلَيْهِمْ‏ سَرْمَداً»؛[1] انسان چه شب بميرد و چه روز، سرمدي مي‌شود و از زمان مي‌رهد. وقتي از زمان رهيد مي‌شود موجود ثابت و موجود ثابت، نه ماضي و حال و آينده دارد نه تحولي دارد، همچنان ثابت است. «أَيُّ الْجَدِيدَيْنِ ظَعَنُوا» ظعن يعني کوچ کردن؛ فرمود انسان چه شب بميرد و چه روز بميرد، از زمان مي‌گذرد از زمين مي‌گذرد: «أَيُّ الْجَدِيدَيْنِ ظَعَنُوا فِيهِ كَانَ‏ عَلَيْهِمْ‏ سَرْمَداً». اين تعبير لطيف اميرالمؤمنين(سلام الله عليه) به ظعن يعني کوچ کردن، نشان آن است که انسان مقصدي دارد و راهي دارد که با پيمودن اين راه به آن مقصد مي‌رسد و سرمدي مي‌شود ثابت مي‌شود.

امام سجاد(صلوات الله و سلامه عليه) درس‌نامه خود را تنظيم کرده است. مضامين آن گرچه متعدد و فراوان است اما مسائل محوري اين صحيفه نوراني سه قسمت است: يک قسمت مربوط به تعليم است يک قسمت مربوط به اصلاح و تهذيب و تربيت است و يک قسمت مربوط به جاهليت‌زدايي است در زير مجموعه امامتي که تنظيم مي‌کند.

آنچه از اين کتاب نوراني برمي‌آيد سه مسئله مهم است که دو مسئله ممکن است وظيفه امت باشد چه اينکه است؛ اما اين دو وظيفه کافي نيست و يک وظيفه سوم هم هست که پذيرش و قبول و کمک در تحقق آن، وظيفه امت است ولي اصل انجامش مقدور امت نيست.

تبيين اين مسئله آن است که اينجا سه اصل کلي هست. يک اصل وجوب عالم شدن، محقق شدن، دانشمند شدن است که با اين کار، جهل زدوده مي‌شود. اين رسالت را هم حوزه‌هاي علميه هم دانشگاه‌ها به عهده دارند و تا حدودي هم موفق هستند که عالم بشوند، يک؛ جهل را از جامعه جدا کنند، دو؛ دانشمندپرور و محقق‌پرور باشند و مؤلفين، کتاب‌نويسان و محققين تربيت کنند. اين کار جهل‌زدايي است که مقدور حوزه و دانشگاه است و بخش مهمي از دعاهاي امام سجاد مربوط به وجوب تحصيل علم، ضرورت نجات از جهل و مانند آن است (اين فصل اول).

فصل دوم جهالت‌زدايي است که حوزه و دانشگاه مسئول مستقيم اين نيستند، حسينيه‌ها و مسجدها و هيئات مذهبی و تبليغات و تهذيب‌ها و مدارس تهذيبي و مجالس تربيتي و اعتکاف‌ها و نماز و روزه‌هاي مستحب و امثال اينها که تهذيب را به عهده دارند، وظيفه رسمي آنها جهالت‌زدايي است که بخش مهمي از ادعيه امام سجاد ناظر به جهالت‌زدايي است. جهالت را علم اخلاق از بين مي‌برد و جهل را حکمت و فلسفه و فقه و امثال ذلک از بين مي‌برند. دو فصل مهم صحيفه سجاديه، يکي درباره جهل‌زدايي است که وظيفه حوزه‌ها و دانشگاه‌ها را بيان مي‌کند و يکي درباره جهالت‌زدايي است که وظيفه مبلّغان و مربّيان و مهذّبان مساجد و هيئات مذهبي و اعتکاف‌ها و تربيت‌ها را بيان مي‌کند. هر دو بخش واجب است، يک؛ مقدور جامعه و امت است، دو؛ موظف‌اند که انجام بدهند، سه؛ يکديگر را ياري کنند، چهار؛ اما هيچ کدام از اينها نه به تنهايي نه به اجتماع، آن رسالت عظيم و مسئوليت مهم را انجام نمي‌دهند و نمي‌توانند انجام دهند.

فصل سوم غير از جهل‌زدايي که زير مجموعه است و غير از جهالت‌زدايي که زير مجموعه است، جاهليت‌زدايي است. نظام امامت و امت نظام جاهليت‌زدايي است. يکي از فروعاتي که قبلاً در رساله‌هاي عملي بود در کتاب‌هاي فقهي بود به عنوان معصيت کبيره، اين بود که مي‌گفتند تعرّب بعد از هجرت، معصيت است. براي خيلي‌ها اين روشن نبود که تعرّب بعد از هجرت جزء معاصي کبيره است، چيست. اين طبق اصطلاح فقهي فقهاي قبلي نوشته شده که وقتی گناهان کبيره را مي‌شمردند يکي از آنها عروبت بعد از هجرت و تعرّب بعد از هجرت بود يعني جاهليت بعد از اسلام. کسي که مسلمان شد و با آداب و سنن اسلام آشنا شد و عمل کرد، اگر برگردد به نظام جاهلي، مي‌گويند عروبت و تعرب بعد از هجرت است يعني بعد از اينکه مسلمان شد به جاهليت برگردد. اين مشکل در صدر اسلام بود.

 وجود مبارک امير بيان و بنان(صلوات الله و سلامه عليه) همين که از جنگ صفين يا امثال اين جنگ برمي‌گشت فرمود اين وضعي که اينها به بار آوردند جاهليت است؛ اينها از اسلام به جاهليت برگشتند.

آنچه شما در غزه اکنون مي‌بينيد اين جاهليت است؛ اينکه شما مي‌بينيد رئيس جمهور کشوري وارد کشور ديگري مي‌شود و رئيس جمهور آن کشور را دست‌بسته به کشور ديگري منتقل مي‌کند اين جاهليت است. اين مشکل جاهليت با نظام امامت و امت حل مي‌شود. اين با کاري که جامعه اسلامي به برکت قرآن و عترت زير مجموعه امامت انجام مي‌دهد انجام مي‌گيرد که نظام اسلامي که نظام امامت و امت است کار اصلي‌اش جاهليت‌زدايي است نه جهل‌زدايي که زير مجموعه آن است و نه جهالت‌زدايي که زير مجموعه آن است. آنها واجب‌اند لازم‌اند زير مجموعه اين نظام‌اند اما کار اصلي يعني جنس و فصل اين نظام، جاهليت‌زدايي است و امت بايد تربيت بشود که به رهبري اين نظام بتواند جاهليت جاهلان عصر کنوني را به هجرت و به اسلام و قرآن برگرداند.

وجود مبارک امام سجاد همه اين قسمت‌ها را تبيين کرد. در دعای نخست صحيفه سجاديه انسان را معنا کرده که انسان کيست. در دعاها و نيايش‌ها از ذات اقدس اله اين معنا را مي‌خواهد که کاري بکن که من حقيقت انسان را بشناسم، بعد حقيقت انسان را معنا کرد. از ما سؤال بکنند که انسان کيست، ما طبق آنچه در حوزه و دانشگاه خوانديم و مي‌خوانيم مي‌گوييم انسان موجودي است که حرف مي‌زند مي‌انديشد انديشه دارد انگيزه دارد و مانند آن. حضرت فرمود اينها لازم است اينها جزء فصول بعيده است اما فصل قريب و مقوم انسانيت انسان، خضوع در برابر ذات اقدس اله است، حمد و ثناء در برابر ذات اقدس اله است. اگر انسان نعمت‌هاي الهي را نشناسند يا بشناسد و سپاسگزار نباشد «لَخَرَجُوا مِنْ حُدُودِ الْإِنْسَانِيَّةِ إِلَي حَدِّ الْبَهِيمِيَّةِ». اين دعا حقيقتاً فلسفه است حقيقتاً حکمت است حقيقتاً انسان‌شناسي است که حقيقت انسان، روح مجرد خاضع است روح مجرد عابد است روح مجرد مؤمن است. اگر اين روح مجرد ايمان نداشته باشد، از حد انسانيت به حد حيوانيت در مي‌آيد. اين دعا نظير «اللهم اغفر لوالدي» نيست، يک دعاي مصطلح نيست، اين فلسفه است.

«الانسان ما هو؟»، امام سجاد مي‌فرمايد انسان حيوان ناطق عابد، حيوان ناطق شاکر، حيوان ناطق زاهد، حيوان ناطق عادل، حيوان ناطق حکيم است؛ اينها حدود انسانيت است و اگر کسی اينها را نداشت «لَخَرَجُوا مِنْ حُدُودِ الْإِنْسَانِيَّةِ إِلَي حَدِّ الْبَهِيمِيَّةِ».

مطابق اينکه نظام امامت و امت نظام جاهليت‌زدايي است، آمده جامعه انساني را معنا کرده که جامعه انساني اين است. در برابر اين جامعه، دشمناني هستند که جنگ جهاني اول، جنگ جهاني دوم، اين جنگ اخير دوازده روزه و مانند آن را راه‌اندازي مي‌کنند. در اينجا هم دعاي مخصوصي دارد که نظاميان را مسلّحان را مجاهدان را دعا مي‌کند.

حضرت در دعا تربيت مي‌کند در دعا تعليم مي‌دهد در دعا نصيحت مي‌کند؛ دعاي او تعليم است دعاي او تربيت است نظامي‌پرور است مجاهدپرور است مبارزپرور است. او دارد جاهليت را با اين دعاها مي‌زدايد. اين دعايي که مربوط به تأمين سلامتي مجاهدان است اين با جاهليت جنگيدن است.

امام سجاد همان کاري که سيد الشهداء(صلوات الله و سلامه عليهما) داشت همان را ادامه مي‌دهد منتها شرايطش طوري بود که به زبان دعا هم مسئله جهل‌زدايي را از يک سو، هم جهالت‌روبي و جهالت‌زدايي را از سوي ديگر و هم جاهليت‌زدايي را در بخش سوم بيان کند اولاً و وظايف هر بخش را در دعا و با زبان دعا معين کند ثانياً. آنچه مربوط به امام است جاهليت‌زدايي است؛ صرف اينکه امام بيايد جهل‌زدايي کند کافي نيست گرچه لازم است، صرف اينکه امام بيايد جهالت‌زدايي کند کافي نيست گرچه لازم است. رسالت اصلي نظام امامت و امت، جاهليت‌روبي و جاهليت‌زدايي است که در دعاهاي نوراني امام سجاد(سلام الله و صلواته عليه) کاملاً موج مي‌زند.

 در قرآن کريم آمده است که ذات اقدس اله ﴿انزل الْكِتابَ بالحق وَ الْميزانَ؛[2] نه «بالحق و الميزانِ» بلکه ﴿انزل الْكِتابَ بالحق وَ الْميزانَ که «ميزان» مفعول است و منصوب؛ يعني ميزان نازل کرد. ميزان تنها ترازوي نان و کالاي ديگر نيست؛ شما در زيارت وجود مبارک حضرت امير بنان و بيان مي‌خوانيد: «السَّلَامُ عَلَی مِيزَانِ الْأَعْمَال‏»؛[3] يعنی چه حق است و چه باطل، چه زشت است چه زيبا، چه کمال است چه نقص، اينها را با سيرت اهل بيت با سنت اهل بيت بايد مشخص بکنند، اين بايد از عرش الهي نازل بشود؛ همان ‌طوري که نبوت نازل شد امامت نازل مي‌شود. ﴿انزل الْكِتابَ بالحق وَ الْميزانَ يعني «أنزل الميزان». ميزان که امامت است را او نازل کرد؛ قرآن که نشان وحي و نبوت است را او نازل کرد.

ادب ما نسبت به بارگاه اميرالمؤمنين(سلام الله عليه) چيست؟ عرض مي‌کنيم: «السَّلَامُ عَلَی مِيزَانِ الْأَعْمَال‏». اينها کار اصلي‌شان جاهليت‌روبي است و آن کارهاي ديگر که فرعي است، به عهده ديگران هم است و همه ما در همه شئون به اندازه خود بايد شرکت کنيم.

بنابراين جريان صحيفه سجاديه امام سجاد(سلام الله عليه) صرف دعا و امثال ذلک نيست. دعاست سر جايش محفوظ، دعوت است سر جايش محفوظ، هدايت است سر جايش محفوظ؛ اما عناصر اصلي نظام امامت و امت را در اين سه بخش با دعاها مشخص کرد. فرمود اگر کسي مؤمن نباشد انسان نيست. اينکه در حد کتاب‌هاي معمولی دعا  نيست، اين يک معرفت‌شناسي دقيق و عميق فلسفي است. «الانسان ما هو»؟ انسان آن است که بنده حق باشد، اگر بنده حق نباشد «لَخَرَجُوا مِنْ حُدُودِ الْإِنْسَانِيَّةِ إِلَی حَدِّ الْبَهِيمِيَّةِ». اين در دعاي اول صحيفه آمده است.

بنابراين انسان کيست، آسمان چيست، زمين چيست، حيوان چيست، اينها در دعاهاي نوراني امام سجاد هست؛ اينها فلسفه است اينها حکمت است اينها فقه است اينها اخلاق است همه اين قسمت‌ها را وجود مبارک امام سجاد(سلام الله عليه) دارد. بر همه ما لازم است که اينها را خوب بخوانيم اينها را درس بخوانيم اينها را درس بدهيم و جزء کتب درسي حوزه‌هاي ما باشد؛ همان‌ طوري که تفسير را بايد بخوانيم و نهج البلاغه را بايد بخوانيم، صحيفه سجاديه را هم بايد بخوانيم. اينها صرف دعا به معناي ناله کردن و امثال ذلک نيست.

 اميدواريم که سعي همه شما بزرگواران در همه جهات اولاً و در اين سه بخش ثانياً _ ان شاء الله _ به کمال نهايي خود برسد تا اين نظام و اين جامعه اسلامي به برکت خون‌هاي پاک شهدا که حشر همه اينها با شهداي صدر اسلام باشد به مقصد نهايي خود برسد.

مجدداً از همه شما بزرگواران حق‌شناسي مي‌کنيم به همه شما احترام مي‌گذاريم و به همه شما سلام مي‌کنيم، چون دستور ديني ما اين است که خداي سبحان به پيغمبر فرمود: ﴿وَ إِذَا جَاءَكَ الَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِآيَاتِنَا فَقُلْ سَلاَمٌ عَلَيْكُمْ؛[4] يعني اي پيامبر، وقتي امروز و فردا و هر وقتي وارد مسجد شدي شاگردان تو آمدند عده‌اي آمدند از فيض و فوز تو بهره بگيرند، قبل از سخنراني بگو «سلام عليکم». ﴿وَ إِذَا جَاءَكَ الَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِآيَاتِنَا فَقُلْ﴾؛ اول تو سلام بکن. اين احترام گذاشتن به مجلس تعليم است اين حرمت نهادن به مجلس تربيت است اين گرامي داشت کساني است که در مجالس علم شرکت مي‌کنند. به پيغمبر فرمود تو اول سلام بکن: ﴿وَ إِذَا جَاءَكَ الَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِآيَاتِنَا فَقُلْ سَلاَمٌ عَلَيْكُمْ﴾، لذا وجود مبارک پيامبر وقتي وارد مي‌شد مي‌گفت سلام عليکم.

اينکه مي‌بينيد خطبا و مبلغان وقتي در نماز جمعه و امثال ذلک وارد صحنه مي‌شوند، به امت نمازگزار سلام مي‌کنند، از همين تعليم و تربيت ديني است.

اميدواريم اين نظام تا ظهور صاحب اصلي‌اش از هر گزندي محفوظ بماند! خطر استکبار جهاني که گاهي جنگ جهاني اول و گاهي جنگ جهاني دوم و گاهي جريان غزه و امثال غزه را به بار آوردند و مي‌آورند و زماني هم به ايران اسلامي حمله مي‌کنند و اهانت مي‌کنند، به خود اينها برگردد و موفقيت و پيروزي نصيب همه مسلمان‌ها و موحدان حقيقي بشود تا اين نظام به صاحب اصلي‌اش برگردد!

«غفر الله لنا و لکم و السلام عليکم و رحمة الله و برکاته»

 

[1]. نهج البلاغه، خطبه221.

[2]. سوره شوری، آيه 17.

[3]. المزار (شهید اول)، ص 46.

[4]. سوره انعام، آيه54.

​​​​​​​
​​​​​​​


دیدگاه شما درباره این مطلب
افزودن نظرات